قهرمان ميرزا عين السلطنه

832

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قله را گرفته دو ساعت كشيد تا به توچال رسيديم . ناهار خورده ظهر سوار شديم در قله و شهر و آباديهاى اطراف خوب نمايان بود . حضرت و الا از جاده جدا شده به اصل قلهء « هفت‌برار » كه بلندترين قلهء البرز است تشريف بردند ، راه بغله و سرازير بود . اسب من و تولوى خان تندراه بود ، برعكس هميشه . در « پيازچال » يك فنجان چاى خورديم . آقاى عماد السلطنه رسيدند . محمد على خان به كثافت تمام بيچاره شهر مىرفت . چندين مرتبه معطل آقاى عماد السلطنه شديم . مخصوصا آرام تشريف مىآوردند . بچه‌هاى استاپ را قاسم مهتر در سطل گذاشته مىبرد . آقاى عماد السلطنه از راه منظريه تشريف بردند . ما از امام‌زاده قاسم سرازير شديم . هوا گرم شد . همين‌طور تند مىآمديم . راه تمامى نداشت . اسبها خسته شدند . نيم ساعت به غروب مانده در خانهء حضرت و الا پياده شديم . اگر آن همه معطل نشده بوديم خيلى زودتر مىرسيديم . پنج ساعته از شهرستانك به شهر همه كس مىآيد . الحمد لله همگى سلامت بودند . شكر خداى را به جاى آورديم . نزهت و هرمز تازه از چشم درد خلاص شده بودند . مغرب منزل خودم آمدم . هواى شهر خنك بود . الحمد لله سلامت از اين سفر پرزحمت خلاص شديم . بازگشت به طهران سه‌شنبه 13 - يازدهم درجهء سنبله هوا دو شب است خنك شده . اعليحضرت ديروز به سلطنت‌آباد تشريف آوردند . حضرت و الا امروز عصر از تجريش به شهر آمدند . عباس خان چنارى در طويلهء صدراعظم پسر و داماد و چند نفر از اقوام عباس خان از روز ورود او به طهران و رفتن به سفارت انگليس در خانهء حضرت و الا آمده‌اند . جوانهاى خوبى هستند . حالا خود عباس خان از سفارت به طويلهء صدراعظم رفته از تقصيرات او مجددا گذشتند و قرار شد طهران باشد و شخص صدراعظم از او نگاه‌دارى كند . اميرنظام با آن همه تعهد و اطمينان خلف و نقض عهد كرد . و بيشتر سيف الدوله جهت شد . مشغول نوكرى و قراسورانى ملاير بود . آنقدر دروغ گفتند تا مجددا فرار كرد . پسرش جوان خوبى است . بيشتر از هفده و هيجده ندارد . چهارصد سوار دنبال آنها بود ، تا نزديك طهران تعاقب كرده بودند . عباس خان چهل و هفت سوار همراه داشت . شب و نصف شب اغلب آنها فرار كردند تا خودش و هفت سوار باقى ماندند . يك‌سره به خانهء حضرت و الا مىآيد . چون تشريف نداشتند به سفارت رفت . حالا نامدار خان خزلى بناى كار را گذاشته . اين سوار و جمعيت از عقب عباس خان مراجعت كرده به سر وقت نامدار خان رفته است . خزليها هم شجاع و رشيدند . از اين سوارها خيلى ديده‌اند ، ابدا واهمه‌اى ندارند . اين آشوبها برنمىخيزد مگر بواسطهء بىنظمى حكومت و اين اسلحه‌هاى خوب كه به دست خودشان تجارت آن را مىكنند . راه مداخل مسدود است كه سالى مبلغى تفنگ از خارجه خريده به قيمت اعلى به اين اشخاص مىفروشند بلكه غالب آن را به زور و جبر بايد بخرند .